زوان . [ زُ ] (اِ) زبان و لسان . || شعله . (ناظم الاطباء).
زوان . [ زَ نِن ْ ] (ع ص ، اِ) ج ِ زانیة. (از اقرب الموارد). و رجوع به زوانی شود.
زوان. [ زَ ] ( اِ ) بر وزن و معنی زبان است که به عربی لسان خوانند. ( برهان ). زوانه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). زبان و لسان. ( ناظم الاطباء ). زبان. زفان. ( فرهنگ فارسی معین )...
فرهنگ عمید
زبان#NAME?
دانۀ گیاهی شبیه گندم که در مزارع گندم میروید؛ تلخه؛ تلخک.
دانۀ گیاهی شبیه گندم که در مزارع گندم می روید، تلخه، تلخک. = زبان
فرهنگ معین
(زَ ) (اِ. ) زبان .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - عضو طولانی و نسبتا طویل و متحرک که در حفره دهانی قرار دارد و در انتها به وسیله قسمتی بنام [[ بند زبان ]] بکف دهان و استخوان لامی چسبیده و نوک آن آزاد است و جهت اعمال بلع و مکالمه و تغییرات صدا بکار میرود و ضمنا عضو اصلی حس ذایقه است لسان . یا بن زبان قسمت انتهایی زبان که به کف دهان متصل میشود انتهای زبان . یا بند زبان مهار زبان . یا زبان کوچک شراع الحنک . یا زبان گاو ۱ - نوعی پیکان تیر...
دانشنامه عمومی
زبان
زوان (اصفهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است. این روستا در دهستان جی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۴۴ نفر (۲۲۹خانوار) بوده است.