معانی کلمه : زوال زیستگاه
فرهنگ فارسی
نابودی دائمی یا تدریجی شرایط زیستمحیطی بهطوریکه تداوم حیات یک اندامگان در آن امکانپذیر نباشد
فرهنگستان زبان و ادب
{habitat loss, habitat reduction} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نابودی دائمی یا تدریجی شرایط زیست محیطی به طوری که تداوم حیات یک اندامگان در آن امکان پذیر نباشد
