Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زو باغ

تلفظ بین المللی : /zˈuː bˈɑq1/ تلفظ :‌ [z'u: b'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زوباغ
  • زوبا
  • زوباران
  • زواغار
  • زوباشی
  • زوبالا
  • دریای زاباغ
  • ایویتسا زوباتس
  • تپه زباغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زوباغ. ( اِخ ) نام حیزیست که بنای مخنثی نهاد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 242 ). نام کسی است که حیزی و مخنثی را او بنا نهاد و ازو زاییده شد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). حیزی که بنای مخنثی نهاد. ( فرهنگ رشیدی ) :
زوباغ وقف کرده بر آن مرزت
کیر خر و مناره اسکندر .
طیان ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ایضاً ).

فرهنگ فارسی

نام حیزیست که بنای مخنثی نهاد حیزی که بنای مخثنی نهاد .

کلمات مرتبط

  • زوباغ
  • زوبا
  • زوباران
  • زواغار
  • زوباشی
  • زوبالا
  • دریای زاباغ
  • ایویتسا زوباتس
  • تپه زباغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات