Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زهمت

تلفظ بین المللی : /zˈohmat/ تلفظ :‌ [z'ohmat]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زحمت
  • زحمت افزا
  • زحمت بردن
  • زحمت برگرفتن
  • زحمت دادن
  • زحمت داشتن
  • زحمت دیدن
  • زحمت رسیدن
  • زحمت نهادن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زهمت . [ زُ م َ ] (ع اِ) زُهْمة. باد گنده . بوی ریم و چربش . بوی گوشت چرب متعفن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زُهْمة شود.

زهمت . [ زِ م َ ] (از ع ، اِ) بوی گوشت و بوی ماهی خام . (برهان ) (از غیاث ) (ناظم الاطباء). رجوع به زُهْمة و ماده ٔ بعد شود.

زهمت. [ زِ م َ ] ( از ع ، اِ ) بوی گوشت و بوی ماهی خام. ( برهان ) ( ...

فرهنگ معین

(زُ مَ ) [ ع . زهمة ] (اِ. ) باد گنده ، بوی ریم و چربش ، بوی گوشت چرب متعفن .

فرهنگ فارسی

( اسم ) باد گنده بوی ریم و چربش بوی گوشت چرب متعفن .

کلمات مرتبط

  • زحمت
  • زحمت افزا
  • زحمت بردن
  • زحمت برگرفتن
  • زحمت دادن
  • زحمت داشتن
  • زحمت دیدن
  • زحمت رسیدن
  • زحمت نهادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات