Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زهتاب

تلفظ بین المللی : /zahtˈɑb/ تلفظ :‌ [zaht'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • خانه زهتاب
  • رحیم زهتاب فرد
  • محسن زهتاب
  • مهتاب زهتاب
  • زهتابی
  • رایکا زهتابچی
  • محمدتقی زهتابی
  • محمدرضا زهتابی
  • روده زهرابه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زهتاب. [ زِ ] ( نف مرکب ) آنکه روده را تابد. از: «زه » + «تاب »، مخفف تابنده ، از تافتن. آنکه زه از روده ها برای کمان و جز آن تابد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگراست. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ عمید

کسی که پیشه اش تابیدن زه و درست کردن رشتۀ تابیده از رودۀ گوسفند یا حیوانات دیگر است.

فرهنگ معین

(زِ ) (ص فا. ) کسی که شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشتة تافته از رودة گوسفند و حیوانات دیگر است .

فرهنگ فارسی

پیشه تابیدن زه ودرست کردن رشته تابیده ازگوسفند
( صفت ) آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد .

کلمات مرتبط

  • خانه زهتاب
  • رحیم زهتاب فرد
  • محسن زهتاب
  • مهتاب زهتاب
  • زهتابی
  • رایکا زهتابچی
  • محمدتقی زهتابی
  • محمدرضا زهتابی
  • روده زهرابه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات