معانی کلمه : زهان
لغت نامه دهخدا
زهان . [ زَ ] (نف ) در حال زهیدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زه شود.
زهان . [ زُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان زهان است که در بخش قاین شهرستان بیرجند واقع است و 1329 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
قصبه مرکز دهستان زهان است که در بخش قاین شهرستان بیرجند واقع است .
