Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زه وزاد

تلفظ بین المللی : /zˈeː vazˈɑd/ تلفظ :‌ [z'e: vaz'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زه و زاد
  • زهزاد
  • زه
  • زِه
  • زه 1
  • زه 3
  • زه اباد
  • زه بردن
  • زه برزدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زه و زاد. [ زِ هَُ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) این لغت از توابع است بمعنی زن و فرزند و اهل و عیال و نسل. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). خویش و فرزند. ( فرهنگ رشیدی ). بچه و فرزند و مراد از این اهل و عیال... ( غیاث ). زاد و ولد. زاد و رود. نسل. تناسل و توالد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : خاصه بخراسان که مر شما راآنجازه و زاد و خانمانست.ناصرخسرو ( از فرهنگ رشیدی )....

فرهنگ عمید

۱. زن و فرزند، عیال، اولاد.
۲. نسل.

فرهنگ فارسی

نسل خویش و فرزند

مترادف و متضاد

birthrate (اسم)
میزان موالید، تعداد موالید، زهوزاد

کلمات مرتبط

  • زه و زاد
  • زهزاد
  • زه
  • زِه
  • زه 1
  • زه 3
  • زه اباد
  • زه بردن
  • زه برزدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات