Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زنینه

تلفظ بین المللی : /zanˈineː/ تلفظ :‌ [zan'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • زنینهالمکحله
  • زبینه
  • زرینه
  • زرینه رود
  • زرینه کفش
  • زینه
  • زینهار
  • زینهار خواستن
  • زینهار خواه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

زنینة. [ زَ ن َ ] (ع مص ) تهمت کردن و گمان نیک یا بد به کس بردن . || (اِ) خشک پی . (غیاث ) (آنندراج ).

زنینه . [ زَ نی ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ) زن . امراءة. (فرهنگ فارسی معین ). از جنس زن : که از دستش نخواهد رست یک تن اگر مردینه باشد یا زنینه . ناصرخسرو.نیز همان شب زنینه ای خواب دید. (معارف بهاء ولد،از فرهنگ فارسی معین )....

فرهنگ عمید

زن.

فرهنگ معین

(زَ نَ یا نِ ) (ص نسب . اِمر. ) زن ، امرأه .

کلمات مرتبط

  • زنینهالمکحله
  • زبینه
  • زرینه
  • زرینه رود
  • زرینه کفش
  • زینه
  • زینهار
  • زینهار خواستن
  • زینهار خواه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات