معانی کلمه : زندیق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که در باطن کافر باشد و تظاهر به ایمان کند، ملحد، مرتد، کافر، بی دین.
۲. هریک از اصحاب عبدالله بن سبا و از غلاة شیعه که معتقد به خدایی علی بن ابی طالب بوده اند و آن حضرت پس از اتمام حجت حکم به قتل آن ها داد.
۳. هریک از پیروان آیین مانی.
۴. هریک از پیروان آیین مزدک.
۲. هریک از اصحاب عبدالله بن سبا و از غلاة شیعه که معتقد به خدایی علی بن ابی طالب بوده اند و آن حضرت پس از اتمام حجت حکم به قتل آن ها داد.
۳. هریک از پیروان آیین مانی.
۴. هریک از پیروان آیین مزدک.
فرهنگ معین
(زِ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - کافر، بی دین . ۲ - به پیروان «مانی » گفته اند.
فرهنگ فارسی
کسی که درباطن کافرباشدوتظاهرکند، ملحد، کافر
( صفت اسم ) ۱ - پیر مانی مانوی . ۲ - ملحد دهری بیدین جمع زنادقه .
( صفت اسم ) ۱ - پیر مانی مانوی . ۲ - ملحد دهری بیدین جمع زنادقه .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بیدین، دهری، کافر، مرتد، مشرک، ملحد ≠ خداباور
