Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زنده دار

تلفظ بین المللی : /zˈendeː dˈɑr/ تلفظ :‌ [z'ende: d'AR]
لغت نامه دهخدا
  • شب زنده دار
  • حسین شب زنده دار جهرمی
  • مهدی شب زنده دار
  • حسین شب زنده دار
  • شب زنده داری
  • شب زنده داری کردن
  • عیاشی و شب زنده داری کردن
  • شب زنده داری فینگن ها
  • شب زنده داران
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

زنده دار. [ زِ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) حیات دهنده. نگهدار. نگهبان. حافظ. حارس : خداوند بی یار و، یار همه بخود زنده و، زنده دار همه.نظامی.تو شدی زنده دار جان ملوک عز نصره خدایگان ملوک.نظامی.ای کمر بسته کلاه تو، بخت زنده دار جهان بتاج و به تخت.نظامی.- زمین زنده دار ؛ آبادکننده زمین. ( آنندراج ).- زنده دار خانواده یا دودمانی ؛ آنکه بقای خانواده یا دودمان بوجود او وابسته است : زند گشتاسبی بجز تو که خوان...

کلمات مرتبط

  • شب زنده دار
  • حسین شب زنده دار جهرمی
  • مهدی شب زنده دار
  • حسین شب زنده دار
  • شب زنده داری
  • شب زنده داری کردن
  • عیاشی و شب زنده داری کردن
  • شب زنده داری فینگن ها
  • شب زنده داران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات