Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زنجره

تلفظ بین المللی : /zandʒˈareː/ تلفظ :‌ [zandZ'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • زنجره دارای سر مخروطی
  • زنجره درختی
  • زنجره و جیرجیرک دشتی
  • زنجره ازادماهی
  • زنجره اسیابان
  • زنجره درختی واران
  • زنجره ریختان
  • زنجره فرعون
  • زنجره های دوره ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زنجرة. [ زَ ج َ رَ ] (ع مص )انگشتک زدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).یقال : زنجر فلان اذا قرع بین ظفر ابهامه و ظفر سبابته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زنجره . [ زَ ج َ رَ / رِ ] (اِ) جانوری است کوچک شبیه به ملخ که شبها آواز طولانی کند و عربان صراراللیل خوانند. (برهان ) (از فرهنگ رشیدی ) (از ناظم الاطباء). جانورکی است کوچک...

فرهنگ عمید

حشرۀ کوچکی شبیه ملخ که صدای بلند و طولانی دارد، سیرسیرک.

فرهنگ معین

(زِ جَ رِ ) (اِ. ) حشره ای است دارای بال نازک و شفاف ، روی درختان زندگی می کند و آوازی بلند و طولانی دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

زَنْجَرِه (cicada)زَنْجَرِههرکدام از حشرات خانوادۀ زنجره ها. بیشتر گونه ها گرمسیری اند، امّا چند نمونه در اروپا و امریکای شمالی نیز یافت می شود. بالغ ها روی درخت ها به سر می برند و شیرۀ آن ها را می مکند. نرها صدایی بلند و تقریباً ممتد ایجاد می کنند که ناشی از ساییدن پرده های موجود در حفره های تولید صدای واقع در ناحیه شکمشان است. زنجره هایی با چرخۀ زندگی دوره ای، ازجمله زنجرۀ سیزده ساله و زنجرۀ هفد...

فرهنگ فارسی

حشره کوچکی شبیه ملخ که صدای بلندوطولانی دارد
( اسم ) حشره ایست از راسته نیم بالان که سر بزرگ و چهار بال شفاف و نازک دارد و بر روی درختان به سر میبرد و از شیره آنها تغذیه مینماید . جنس نر این حیوان با اعضای مخصوص زیر شکم و کشیدن پاهایش بانها صدای سوت مخصوصی تولید میکند . ماده این حشرات درون پوست درخت تخم میگذارند سیر سیرک .

دانشنامه عمومی

شرۀ کوچکی شبیه ملخ که صدای بلند و طولانی دارد؛ سیرسیرک.

Cicadettinaeزنجره های شفافTettigadinaeزنجره های نقاره پوشSee also article text.J.G. Myers (1929) Insect Singers: a Natural History of Cicadas. George Routledge and Sons. LondonM.S. Moulds (1990) Australian Cicadas. New South Wales University Press, NSW. AustraliaRobert l. Smith and William M. Langley (1978) Cicada Stress Sound:Southwest...

گویش اصفهانی

تکیه ای: zenǰera
طاری: ---------
طامه ای: ---------
طرقی: zerenǰera
کشه ای: ---------
نطنزی: ---------

مترادف و متضاد

cicada (اسم)زنجره و جیرجیرک دشتی، زنجره، ملخ، خزوکcricket (اسم)زنجره، جیرجیرک، یکجور گوی بازیcicala (اسم)زنجره، ملخgrig (اسم)زنجره، ملخ، مار ماهی کوچک، مرغ پا کوتاه، شخص مسرور و با نشاط...

کلمات مرتبط

  • زنجره دارای سر مخروطی
  • زنجره درختی
  • زنجره و جیرجیرک دشتی
  • زنجره ازادماهی
  • زنجره اسیابان
  • زنجره درختی واران
  • زنجره ریختان
  • زنجره فرعون
  • زنجره های دوره ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات