Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زنبورک

تلفظ بین المللی : /zanbˈuːrak/ تلفظ :‌ [zanb'u:Rak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگستان زبان و ادب
  • زنبورک و پاسگان
  • زنبورک چی
  • زنبورک در گام مینور
  • گود زنبورک خانه
  • قنات زنبورک قم
  • مرد مورچه ای و زنبورک
  • کمان زنبورکی
  • کمان زنبورکی لئوناردو
  • ریزلانه زنبوری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

زنبورک. [ زَم ْ رَ ] ( اِ مصغر ) تصغیر زنبور است. ( برهان ). مصغر زنبور. ( ناظم الاطباء ). زنبور کوچک. ( فرهنگ فارسی معین ). زنبور خرد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || در ترکی ، بندوق کلان که بر شتر نهاده برند.( غیاث ). توپ کوچک را گویند. ( برهان ). زنبوره. توپ کوچک و تفنگ بزرگ بمانند تفنگ و باروت و گلوله پرکرده آتش زنند و آن معروف است. ( آنندراج ). نوعی از توپ کوچک که آن را بر شتر حمل میکنند. ( ن...

فرهنگ عمید

۱. (موسیقی ) سازی کوچک شبیه چنگ با یک زبانۀ فلزی انعطاف پذیر که بین دندان ها یا لب ها قرار می گیرد و با زخمۀ انگشت یا کنارۀ دست به زبانه ملودی های ساده تولید می کند.
۲. (نظامی ) [منسوخ] نوعی توپ کوچک که آن را روی شتر می بستند.

فرهنگ معین

(زَ رَ ) (اِمصغ . )۱ - زنبور کوچک . ۲ - نوعی توپ کوچک که در زمان صفویه و قاجاریه به شتر می بستند. ۳ - کمانی آهنین و نوک تیز.

دانشنامه آزاد فارسی

زَنبورَکسلاحی آتشین در قدیم، جنگ افزاری بزرگ تر از تفنگ و کوچک تر از توپ. در واقع توپی کوچک و قابل حمل بود که در آن باروت و گلوله می ریختند و با آتش زدن فتیله ای که در عقب آن قرار داشت، گلوله را به سمت هدف شلیک می کردند. حمل زنبورک به کمک شتر انجام می گرفت. زنبورک را بر جهاز شتر می بستند و زنبورکچی در پشت سلاح می نشست و در همان حال آتش می کرد. از دورۀ صفویه تا عهد قاجار سپاهیان ایران این جنگ افزار...

فرهنگ فارسی

نوعی سلاح آتشین قدیمی

نوعی ساز زهی به شکل چنگ کوچک که به دهان می‌گیرند

ساز فلزی یا چوبی با بدنه‌ای نعل‌شکل و زبانه‌ای که یک سر آن به وسط انحنای ساز وصل میشود

نوعی توپ کوچک که درقدیم روی شترمیبستند، پیکان( اسم ) ۱ - زنبور کوچک . ۲ - نوعی توپ کوچک که آنرا به شتر میبستند . ۳ - کمانی آهنین و نوک تیز زنبرک زنبوره . ۴ - آلتی است در ساعت که چرخهای آن را به کار اندازند زنبرک . ۵ - زنبور...

دانشنامه عمومی

معانی زَنبورک:زنبورک (ساز) یک گونه ساز دهنی است.زنبورک (جنگ افزار) گونه ای توپ کوچک قدیمی است.گود زنبورک خانه محله ای قدیمی در تهران بوده است.زنبورک روستایی است در استان قم ایران.زنبورک فیلمی ساخته فرخ غفاری است.wiki: بخش مرکزی شهرستان قم در استان قم ایران.این روستا در دهستان قنوات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۵ نفر (۷۴خانوار) بوده است.wiki: زنبورک (قم)...

فرهنگستان زبان و ادب

{jew's harp, gewgaw, jew's trump, jaw's harp, trump} [موسیقی] ساز فلزی یا چوبی با بدنه ای نعل شکل و زبانه ای که یک سر آن به وسط انحنای ساز وصل میشود

کلمات مرتبط

  • زنبورک و پاسگان
  • زنبورک چی
  • زنبورک در گام مینور
  • گود زنبورک خانه
  • قنات زنبورک قم
  • مرد مورچه ای و زنبورک
  • کمان زنبورکی
  • کمان زنبورکی لئوناردو
  • ریزلانه زنبوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات