کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : زن صفت
تلفظ بین المللی :
/zansˈefat/
تلفظ :
[zans'efat]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زن مرد صفت
شخص زن صفت
مرد زن صفت
مرد یا جوان زن صفت
مردیا بچه زن صفت
زن صفتی
یخ زن صفحه ای
زنفت
زنفتنباخ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
effeminate (صفت)بی رنگ، سست، نرم، زن صفت، مخنیladylike (صفت)با وقار، زن صفت، بانووارwoman (صفت)زن صفتwomanish (صفت)زن صفت، زنانه، مربوط به زن یا زنانwomanlike (صفت)زن صفت، زنانه، شبیه زن، زن مانند، مثل زن...
کلمات مرتبط
زن مرد صفت
شخص زن صفت
مرد زن صفت
مرد یا جوان زن صفت
مردیا بچه زن صفت
زن صفتی
یخ زن صفحه ای
زنفت
زنفتنباخ
نظرات