معانی کلمه : زمین یخ زده
فرهنگ فارسی
زمینی که رطوبت خاک آن بیشتر به یخ تبدیل شده باشد متـ . خاک یخزده
فرهنگستان زبان و ادب
{frozen ground} [علوم جَوّ] زمینی که رطوبت خاک آن بیشتر به یخ تبدیل شده باشد
متـ . خاک یخ زده

زمینی که رطوبت خاک آن بیشتر به یخ تبدیل شده باشد متـ . خاک یخزده