Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زمین خسته

تلفظ بین المللی : /zˈamin xˈasteː/ تلفظ :‌ [z'amin x'aste:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زمین
  • زِمین
  • زمین آب شناسی
  • زمین آمار
  • زمین اخترشناسی
  • زمین اسا
  • زمین اسطوره شناسی
  • زمین الکتریسیته
  • زمین باستان شناسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زمین خسته. [ زَ خ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بلا اضافت ، کسی که زمین او را خسته و افگار کرده باشد. ( آنندراج ). رجوع به خسته شود.

فرهنگ فارسی

ب اضافت کسیکه زمین او را خسته و افگار کرده باشد .

کلمات مرتبط

  • زمین
  • زِمین
  • زمین آب شناسی
  • زمین آمار
  • زمین اخترشناسی
  • زمین اسا
  • زمین اسطوره شناسی
  • زمین الکتریسیته
  • زمین باستان شناسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات