زل . [ زِل ل ] (اِ) آفتاب زل ؛ آفتابی سخت گرم و بی ابر: در زل آفتاب ؛ زل گرما و در تیزی حرارت آن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
زل . [ زِ ] (اِخ ) شهری در بلژیک (فلاندر شرقی ) و بر کنار اسکو واقع است و 14500 تن سکنه دارد. (از لاروس ).
(زُ) (اِ.) (عا.) نگاه خیره و کنجکاوانه یا گستاخانه .
(زَ لّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) لغزیدن . 2 - (اِمص .) لغزش .
(زِ لّ) [ ازع . ] (اِ.) تیزی و حدُت گرما. ؛~ آفتاب نهایت سوزندگی و تابش آفتاب .
ستون مهره ها – مهره ی کمر
۱گوسفند دم نازک و دراز ۲گوسفند بی دنبه
۱زخمی که سرباز کرده باشد ۲نهایت گرمی آفتاب ۳نوعی درخت
درخشانتر، واضحتر، برتر.