معانی کلمه : زفاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
هم بستر شدن عروس و داماد برای بار اول.
فرهنگ معین
(زِ ) [ ع . ] (مص م . ) عروس را به خانة شوهر فرستادن . ، شب ~ شب عروسی .
فرهنگ فارسی
عروس رابخانه شوهرفرستادن، شب زفاف:شب عروسی
۱ - ( مصدر ) عروس را به خانه شوهر فرستادن . یا شب زفاف شب عروسی . ۲ - ( مصدر ) درخشیدن برق .
۱ - ( مصدر ) عروس را به خانه شوهر فرستادن . یا شب زفاف شب عروسی . ۲ - ( مصدر ) درخشیدن برق .
مترادف و متضاد
عروسی، وصلت
spousal (اسم)
عروسی، ازدواج، زفاف
wedlock (اسم)
عروسی، زوجه، زناشویی، زفاف
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بردن عروس به خانه داماد را زَفاف گویند.
بردن عروس به خانه داماد را زفاف گویند که در فقه دارای احکامی می باشد.
بردن عروس به خانه داماد را زفاف گویند که در فقه دارای احکامی می باشد.
wikifeqh: زفاف
فرهنگ فارسی ساره
بی آزرمی، بی شرم
