معانی کلمه : زغال اخته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
درختچه ای با برگ های بیضی، گل های کوچک، میوه ای سرخ رنگ و به شکل سنجد که مصرف خوراکی و دارویی دارد، سیاه توسه، حب الشوم.
فرهنگ معین
( ~. اَ تِ ) (اِمر. ) درختچه ای است با برگ های کوچک ، میوة آن سرخ رنگ و گوشت دار شبیه سنجد است که از آن کمپوت و مربا درست می کنند یا به صورت خشک شده مصرف می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ال
wikijoo: زغال_اخته
فرهنگ فارسی
سردهای از زغالاختهایان با 30 تا 50 گونۀ اغلب خزاندار
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{Cornus} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از زغال اخته ایان با 30 تا 50 گونۀ اغلب خزان دار
