Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زغاره

تلفظ بین المللی : /zaq1ˈɑreː/ تلفظ :‌ [zaq1'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ربیعهبن زراره
  • زاره
  • زراره
  • زغار
  • زغار کرمه
  • زغارکرم
  • زغاریدن
  • زغاله
  • زغره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

زغاره . [ زُ رِ ] (اِ) انگشت و زغال افروخته . (ناظم الاطباء).

زغاره. [ زَ رَ / رِ ] ( اِ ) نان گاورسین بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 436 ) ( شرفنامه منیری ). نان گاورس و ارزن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نانی که از ارزن پزند. ( فرهنگ فارسی معین ). با زای نقطه دار هم هست که بر وزن ملازه ( زغازه ) باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) : رفیقان من با ز...

فرهنگ عمید

نانی که از آرد ارزن تهیه می شد: رفیقان من با می و ناز و نعمت / منم آرزومند یکتا زغاره (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۹۰ حاشیه ).

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) سرخاب ؛ غازه ، گلگونه .

( ~.) (اِ.) 1 - ارزن . 2 - نانی که از ارزن پزند.

( ~. ) (اِ. ) سرخاب ، غازه ، گلگونه .
( ~. ) (اِ. ) ۱ - ارزن . ۲ - نانی که از ارزن پزند.

کلمات مرتبط

  • ربیعهبن زراره
  • زاره
  • زراره
  • زغار
  • زغار کرمه
  • زغارکرم
  • زغاریدن
  • زغاله
  • زغره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات