معانی کلمه : زریاب
لغت نامه دهخدا
زریاب . [ زَ ] (ع اِ) زرباب . آب زر. رجوع به زرباب در همین لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
لقب علی بن نافع مولی مهدی و معلم ابراهیم موصلی که در ۱۳۶ به اندلس نزد علی عبد الرحمن اوسط رفت و علی عبد الرحن به تن خویش سواره به استقبال او شد .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: zar yāb) زر ، آب زر ، زرباف ، به تعبیری یابندهی زر .
