کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زری-باف | کلماتور
معانی کلمه : زری باف
تلفظ بین المللی :
/zarˈibɑf/
تلفظ :
[zaR'ibAf]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حسن زری باف اصفهانی
زری بافی
زره باف
عنکبوت کیسه باف زرد
قنات چاه زرد بافت
زی مایه بَری با آب داغ
زی مایه بَری با بخار آب
با زر و زیور اراستن
با زیر دریایی حمله کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زری باف. [ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه پارچه های زربفت می سازد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زری و ماده بعد شود.
فرهنگ عمید
بافندۀ زری، کسی که پارچه های زربفت می سازد.
فرهنگ فارسی
آنکه پارچه های زربفت می سازد
کلمات مرتبط
حسن زری باف اصفهانی
زری بافی
زره باف
عنکبوت کیسه باف زرد
قنات چاه زرد بافت
زی مایه بَری با آب داغ
زی مایه بَری با بخار آب
با زر و زیور اراستن
با زیر دریایی حمله کردن
نظرات