Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زرگنده

تلفظ بین المللی : /zarɡˈande/ تلفظ :‌ [zaRg'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زرگنده محله
  • حسن اباد و زرگنده
  • کمیته زرگنده
  • زرنده
  • زرگند
  • رآکتور زاینده
  • زاینده
  • زاینده رود
  • زراندود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زرگنده. [ زَ گ َ دِ ] ( اِخ ) قصبه ای است از بخش شمیران شهرستان تهران که در سه هزارگزی جنوب تجریش و بر سر راه تهران تجریش و متصل بقلهک واقع است و در حدود 4000 تن سکنه دارد. مقر تابستانی سفارت روسیه شوروی در این قصبه واقع است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

قصبه ایست در ۳ کیلومتری جنوب تجریش سر راه اسفالته تهران به تجریش جزو بخش شمیرانات شهرستان تهران . سردسیر . سکنه قریب ۳٠٠٠ تن . در تابستان جمعیت آن زیاد تر است . شغل مردم زراعت کارگری در مهمات سازی و ضرابخانه و کارخانه رنگ - سازی است .
قصبه ایست از بخش شمیران تهران

کلمات مرتبط

  • زرگنده محله
  • حسن اباد و زرگنده
  • کمیته زرگنده
  • زرنده
  • زرگند
  • رآکتور زاینده
  • زاینده
  • زاینده رود
  • زراندود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات