معانی کلمه : زرکشی
لغت نامه دهخدا
زرکشی. [ زَ ک َ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲبن بهادر زرکشی فقیه شافعی. وی در اصل ترک بود ولی در مصر متولد شد و وفات یافت ( 745 - 794 هَ. ق. ). تصانیف فراوانی در فنون دارد، از آن جمله است : الدیباج فی توضیح المنهاج ، مجموعة، المنثور. ( از اعلام زرکلی ج 3 ص 933 ). رجوع به معجم المطبوعات شود.
فرهنگ فارسی
محمد بن عبدالله ابن بهادر زرکشی فقیه شافعی . وی در اصل ترک بود و در مصر متولد شد
