Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زره موی

تلفظ بین المللی : /zˈereh mˈuːj/ تلفظ :‌ [z'eReh m'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زره
  • زره باش
  • زره باف
  • زره تشت
  • زره جامه
  • زره خود
  • زره دار
  • زره دشت
  • زره دوز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زره موی. [ زَ / زِ رِه ْ ] ( ص مرکب ) زره مو. کسی که بر روی خویشتن موی خود را بسان زره سازدو بدان روی را بپوشاند. ( ناظم الاطباء ). || کسی که موی مجعد داشته باشد یا مجعد سازد... ( آنندراج ). کسی که موی حلقه حلقه و زیبا دارد : شد سپر از دست عقل تا ز کمین عتاب تیغ جفا برکشید ترک زره موی من.سعدی.آب ازنسیم باد زره پوش گشته ست مفتون زلف یار زره موی خوشتر است.سعدی.منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند آرم زره...

فرهنگ فارسی

زره مو کسیکه بر روی خویشتن موی خود را بسان زره سازد و بدان روی را بپوشاند

کلمات مرتبط

  • زره
  • زره باش
  • زره باف
  • زره تشت
  • زره جامه
  • زره خود
  • زره دار
  • زره دشت
  • زره دوز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات