Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زرنگی

تلفظ بین المللی : /zerˈanɡi/ تلفظ :‌ [zeR'angi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • زرنگی بیشتری بکار بردن
  • زرنگی به خرج دادن
  • زرنگی در معامله
  • زرنگی سخیف
  • با زرنگی چیزی را بقصد پس ندادن گرفتن
  • زرنگیس
  • رباط زنگیچه
  • زبر زرنگ
  • زبر و زرنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زرنگی. [ زَ رَ ] ( حامص ) چابکی.چالاکی در کار. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || زیرکی. کاردانی. ( یادداشت ایضاً ). || حیله. گربزی. ( یادداشت ایضاً ). رجوع به زرنگ شود.

فرهنگ فارسی

چابکی چاکی یا زیرکی

دانشنامه عمومی

آتش گردون

مترادف و متضاد

رندی

بی‌باکی

باهوشی، زیرکی

زبردستی، مهارت

جلد، چابکی، چالاکی، چستی، فرزی ≠ تنبلی

۱. جلد، چابکی، چالاکی، چستی، فرزی
۲. باهوشی، زیرکی
۳. رندی
۴. بیباکی
۵. زبردستی، مهارت ≠ تنبلی

promptitude (اسم)سرعت، چالاکی، فوریت، زرنگی، سریع العملیsleight (اسم)تردستی، زبر دستی، زرنگیknack (اسم)مهارت، استعداد، ابتکار، حقه، صدای شلاق، زرنگی، صدای شکستگی...

کلمات مرتبط

  • زرنگی بیشتری بکار بردن
  • زرنگی به خرج دادن
  • زرنگی در معامله
  • زرنگی سخیف
  • با زرنگی چیزی را بقصد پس ندادن گرفتن
  • زرنگیس
  • رباط زنگیچه
  • زبر زرنگ
  • زبر و زرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات