معانی کلمه : زرنشان گر
لغت نامه دهخدا
زرنشان گر.[ زَ ن ِ گ َ ] ( ص مرکب ) صانع زرنشان. ( از آنندراج ). آنکه شمشیر و جز آن را با زر منقش سازد :
به جانم مگو زرنشان گرچه کرد
مرا زرنشان کرد از رنگ زرد.رجوع به زرنشان شود.
به جانم مگو زرنشان گرچه کرد
مرا زرنشان کرد از رنگ زرد.رجوع به زرنشان شود.
فرهنگ فارسی
آنکه شمشیر و جز آن را با زر منقش سازد .
