معانی کلمه : زرنا
لغت نامه دهخدا
زرنا. [ زُ ] ( اِ ) سرنا.بوق. ( فرهنگ فارسی معین ). صرنای . ( دزی ج 1 ص 589 ). رجوع به سرنا و صرنا شود.
فرهنگ فارسی
بوق
گویش مازنی
زرنا سرنا از آلات موسیقی مراسمی منطقه
/zernaa/ زرنا سرنا از آلات موسیقی مراسمی منطقه
مترادف و متضاد
hornpipe (اسم)
کرنا، سرنا، زرنا، رقص ملوانی
واژه نامه بختیاریکا
( زِرنا ) زیر نا؛ زیرگلو؛ از گونه های بندسیزن؛ اززیور آلات زنانه است
