زرم . [ زَ ] (اِ) اشک چشم . || ریزش اشک . (ناظم الاطباء).
زرم . [ زَ ] (اِخ ) رودی که در دجله می ریزد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
زرم . [ زَ ] (ع اِ) ترس و پرهیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حذر. (از اقرب الموارد).
پوست سبز گردو