معانی کلمه : زرد رنگ
لغت نامه دهخدا
زردرنگ. [ زَ رَ ] ( ص مرکب ) زرد و مایل به زردی. ( ناظم الاطباء ). آنچه به رنگ زرد باشد. زردفام. ( فرهنگ فارسی معین ). || خجل. شرمنده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرد و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه به رنگ زرد باشد زرد فام
زرد و مایل بزردی خجل و شرمنده
زرد و مایل بزردی خجل و شرمنده
مترادف و متضاد
sallow (صفت)
زرد رنگ، رنگ خاکستری مایل به زرد و سبز
واژه نامه بختیاریکا
هِلیل
