Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زرجون

تلفظ بین المللی : /zˈardʒuːn/ تلفظ :‌ [z'aRdZu:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زرآوند
  • زرآوندیان
  • زراوند
  • زربون
  • زرخونی
  • زرعونی
  • زرغون
  • زرقون
  • زرهون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زرجون . [ زَ ] (معرب ، اِ) زرگون . زرقون . سرنج . اسرنج . سلیقون . سندوقس . اسرب محروق . اسفیداج محروق . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).رنگی است که نقاشان بکار برند. رجوع به سرنج شود.

زرجون . [ زَ / زَ رَ ] (ع اِ) درخت رز یا شاخه های آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ابن البیطار گوید: معنی آن رز (کرم ) است و نیز گوید: بمعنی هیزم ر...

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) برنگ زر زرد فام طلایی زریون . ۲ - ( اسم ) درخت انگور ( مو ) زرجون . ۳ - آب باران جمع شده بر روی صخره ها و قطعه سنگهای عظیم کوهها که بر اثر حل مواد معدنی موجود در سنگها برنگ نارنجی یا زرد درمیاید . ۴ - شراب باده . ۵ - زرقون .
زرگون زرقون سرنج

کلمات مرتبط

  • زرآوند
  • زرآوندیان
  • زراوند
  • زربون
  • زرخونی
  • زرعونی
  • زرغون
  • زرقون
  • زرهون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات