Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زد و خورد کردن

تلفظ بین المللی : /zˈad vˈa xˈord kˈardan/ تلفظ :‌ [z'ad v'a x'oRd k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زد و خورد
  • زد و خورد کننده
  • زد وخورد رایانه ای
  • زدوخورد
  • زدوخورد همگانی
  • زد و بست
  • زد و بند
  • زد و بند چی
  • زد و گیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زد و خورد کردن. [ زَ دُ خوَرْدْ / خُرْدْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زدن وخوردن. || جنگیدن. || کارهای تجاری مختلف کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). || زد و بند کردن. ساخت و پاخت کردن. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - زدن و خوردن . ۲ - جنگیدن. ۳ - کارهی تجاری مختلف کردن . ۴ - زد و بند کردن ساخت و پاخت کردن .
زدن و خوردن جنگیدن کار های تجاری مختلف کردن زد و بند کردن

مترادف و متضاد

skirmish (فعل)
زد و خورد کردن

pickeer (فعل)
جاسوسی کردن، لاس زدن، زد و خورد کردن

کلمات مرتبط

  • زد و خورد
  • زد و خورد کننده
  • زد وخورد رایانه ای
  • زدوخورد
  • زدوخورد همگانی
  • زد و بست
  • زد و بند
  • زد و بند چی
  • زد و گیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات