Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زخم امدن

تلفظ بین المللی : /zˈaxm ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [z'axm 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زخم آمدن
  • زخم
  • زخم آتش
  • زخم افکندن
  • زخم انداختن
  • زخم بر زخم
  • زخم بر گرفتن
  • زخم برداشتن
  • زخم بریان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( زخم آمدن ) زخم آمدن. [ زَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) زخم وارد شدن. جراحت رسیدن. مجروح شدن. خسته گشتن از زخم : پس ابن عبیدة الحرث که زخمش آمده بود بمرد. ( ترجمه طبری بلعمی ).نی که مینالد همی در مجلس آزادگان زآن همی نالد که بر وی زخم بسیار آمده ست.سعدی.زخمی که یار بر دل اغیار میزندچون قطزن آید آن همه بر استخوان ما.وحید قزوینی ( از ارمغان آصفی )....

فرهنگ فارسی

( زخم آمدن ) زخم وارد شدن مجروح شدن

کلمات مرتبط

  • زخم آمدن
  • زخم
  • زخم آتش
  • زخم افکندن
  • زخم انداختن
  • زخم بر زخم
  • زخم بر گرفتن
  • زخم برداشتن
  • زخم بریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات