کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زجر-دادن | کلماتور
معانی کلمه : زجر دادن
تلفظ بین المللی :
/zˈadʒr dˈɑdan/
تلفظ :
[z'adZR d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زهر دادن
زور دادن
با شانه زور دادن
چیزی را زور دادن
در زیر شیروانی قرار دادن
در زیر چیزی لایه قرار دادن
زیر فشار قرار دادن
از کسی زهر چشم گرفتن یا به کسی زهر چشم نشان دادن
چیزی یا کسی را زیر ذره بین گذاشتن یا قرار دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
زجر دادن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب )شکنجه دادن. آزار کردن. ایذاء. کتک زدن و زجر کردن.رجوع به زجر، زجرکش ، زجر کشیدن و زجرکش کردن شود.
فرهنگ فارسی
شکنجه دادن کتک ردن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
torture (فعل)ازار رساندن، زجر دادنtorment (فعل)زجر دادن، معذب کردنmacerate (فعل)لاغر کردن، خیساندن، خیس کردن، زجر دادن، ظلم کردن بر...
کلمات مرتبط
زهر دادن
زور دادن
با شانه زور دادن
چیزی را زور دادن
در زیر شیروانی قرار دادن
در زیر چیزی لایه قرار دادن
زیر فشار قرار دادن
از کسی زهر چشم گرفتن یا به کسی زهر چشم نشان دادن
چیزی یا کسی را زیر ذره بین گذاشتن یا قرار دادن
نظرات