معنی کلمه : زبینی
لغت نامه دهخدا
زبینی . [ زَ ] (اِخ ) اوس بن مالک بن زبینةبن مالک . ازاشراف بود و همو وام ابن عرس را بپرداخت . (ازانساب سمعانی ). رجوع به زبینة (...بن مالک ) و زبینی شود.

زبینی . [ زَ ] (اِخ ) اوس بن مالک بن زبینةبن مالک . ازاشراف بود و همو وام ابن عرس را بپرداخت . (ازانساب سمعانی ). رجوع به زبینة (...بن مالک ) و زبینی شود.