زبیبتان. [ زَ بی ب َ ] ( ع اِ ) کفک دو کنج دهن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آب خشک شده دهان که بر محل بهم رسیدن دو لب نزدیک زبان جمع میگردد. گویند: «زبب فمه »؛ هرگاه در دو کنج لبانش زبیبة ( آب خشک شده ) دیده شود. ( از تاج العروس ). آب خشک شده در دو طرف لب را زبیبتان گویند، و در حدیث بعضی از قرشیان آمده : حتی عرقت و زبب صماغاک ؛ یعنی تا عرق کنی و کف دهانت بیرون آید و در دو طرف لبت ظاهر شود. و نیز ...