Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبهیده

تلفظ بین المللی : /zˌabeːˈideː/ تلفظ :‌ [z,abe:'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبیده
  • زبیده خانم
  • زبیده خانم گروسی
  • زبیده جهانگیری
  • باغ زبیده
  • زبیده آغای جلایر
  • زبیده اغای جلای
  • زبیده خاتون
  • زبیده ٔ قسطنطینی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبهیده. [ زَ دَ / دِ ] ( ن مف ) فروافتاده بود. ( جهانگیری ). فروافتاده باشد مطلقاً اعم از جایی یا از منصبی یا از قوت و قدرت. ( برهان قاطع ). فروافتاده و ساقطشده ، خواه از جائی و یا از منصب و قوت و قدرت. ( ناظم الاطباء ). مؤلف انجمن آرا آرد: در فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع بمعنی فروافتاده آورده اندو در رشیدی اصلاً نیست ، معلوم میشود که هر دو تصحیف خوانی کرده اند، و اصل آن ریهیده است ، به دری بمعنی ...

فرهنگ فارسی

فرو افتاده باشد مطلقا اعم از جایی یا از منصبی یا از قوت و قدرت

کلمات مرتبط

  • زبیده
  • زبیده خانم
  • زبیده خانم گروسی
  • زبیده جهانگیری
  • باغ زبیده
  • زبیده آغای جلایر
  • زبیده اغای جلای
  • زبیده خاتون
  • زبیده ٔ قسطنطینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات