Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبن

تلفظ بین المللی : /zˈabn/ تلفظ :‌ [z'abn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • زبنه
  • زبنی
  • زبنیه
  • زبنتا
  • زبنتر
  • زبنتره
  • زبنتری
  • زبنج
  • زبنطوط
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

زبن . [ زَ ] (اِخ ) نام بطنی است از نفافشه ٔ عزیز که شعبه ای از شمر طوقه اند. (از معجم قبائل العرب تألیف عمررضاکحالة).

زبن . [ زَ ب ِ ] (ع ص ) شدیدالزبن . (اقرب الموارد). شدید الدفع. (متن اللغة) (المعجم الوسیط) (محیط المحیط) (البستان ) (تاج العروس ).

زبن . [ زَ ] (اِخ ) فرقه ای از عشیره ٔ عامر. رشته ای از غفل که ط...

فرهنگ فارسی

از نامهای عرب است و همچنین زبان و زبابن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)«زَبْن» (بر وزن متن) به معنای دفع کردن، صدمه زدن و دور ساختن است، و در اینجا به معنای فرشتگان عذاب و مأموران دوزخ است.دفع «زبنه زبناً: رفعه و صدمه» (اقرب) مراد از زبانیه مأموران آتش جهنّم است و شاید از این جهت زبانیه گفته شده که انسانها را به آتش دفع و پرتاب می‏کنند واحد زبانیه به نظر ابی عبیده زبنة و در عقیده کسانی زبنی و بقول اخفش زابن است (مجمع) این کلمه فقط ی...

کلمات مرتبط

  • زبنه
  • زبنی
  • زبنیه
  • زبنتا
  • زبنتر
  • زبنتره
  • زبنتری
  • زبنج
  • زبنطوط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات