Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبرپوش

تلفظ بین المللی : /zˈebrpuʃ/ تلفظ :‌ [z'ebRpuS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زیرپوش
  • زیرپوشش
  • زیرپوشه
  • زنگ زدگی زیرپوششی
  • جوراب و زیرپوش کشباف
  • زیرپوش زنانه
  • زیرپوش سازی کردن
  • زیرپوش مردانه
  • زیرپوش کشباف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبرپوش. [ زَ ب َ ] ( اِ مرکب ) بالاپوش. زیرا که زبر به معنی بالاست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). لباسی که بالای لباسهای دیگر پوشند. ( فرهنگ نظام ). بالاپوش. ( ناظم الاطباء ). جامه رویین. دثار. روی پوش : فراوان پرستنده پیشش بپای ز زربفت پوشیده مکی قبای.زبرپوشش جزع بسته بزربرو بافته چشمهای گهر.فردوسی.بحر که در داد و گهر جوش اوجامه غوک است زبرپوش او.ناصرخسرو.جوهرقابل چو از اقبال او تشریف یافت جلوه هردم...

فرهنگ عمید

بالاپوش، جبه، قبا.

فرهنگ معین

(زِ یا زَ بَ ) (ص فا. ) ۱ - لحاف . ۲ - بالاپوش ، جبه .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - هر چیز که در وقت خوابیدن بر بالای شخص پوشند ( عموما ) . ۲ - لحاف ( خصو صا ) . ۳ - بالاپوش جبه .
بالا پوش قبا لحاف

کلمات مرتبط

  • زیرپوش
  • زیرپوشش
  • زیرپوشه
  • زنگ زدگی زیرپوششی
  • جوراب و زیرپوش کشباف
  • زیرپوش زنانه
  • زیرپوش سازی کردن
  • زیرپوش مردانه
  • زیرپوش کشباف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات