معنی کلمه : زبرقانی
لغت نامه دهخدا
زبرقانی . [ زِ رِ ] (ع ص نسبی ، اِ) درمی بوده سیاه و درشت . رجوع به المغرب فی المعرب شود.
زبرقانی . [ زِ رِ ] (ص نسبی ) در نسبت ، مسمی به زبرقان . را زبرقانی گویند. (از انساب سمعانی ). رجوع به ماده ٔ زیر شود.

زبرقانی . [ زِ رِ ] (ع ص نسبی ، اِ) درمی بوده سیاه و درشت . رجوع به المغرب فی المعرب شود.
زبرقانی . [ زِ رِ ] (ص نسبی ) در نسبت ، مسمی به زبرقان . را زبرقانی گویند. (از انساب سمعانی ). رجوع به ماده ٔ زیر شود.