صدرمجلس، رف بالای مجلس، بالادست، توانا، زورمند، صاحب قوت وقدرت، مسلط، ماهر، حاذق
صدر صدر مجلس بالا دست فائق کنایه از مردم توانا و صاحب قدرت و قوت و زورمند باشد غالب بزرگ ماهر زرنگ ظالم
( صفت ) ۱ - توانا صاحب قدرت مقتدر مقابل زیر دست . ۲ - مخدوم فرمانروا. ۳ - بالا دست مافوق : مقابل زیر دست . ۴ - صدر مجلس .