Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبانه گیر

تلفظ بین المللی : /zabˈɑneː ɡˈir/ تلفظ :‌ [zab'Ane: g'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان گیر
  • زبان گیر کردن
  • گیر کردن زبان
  • زبان گیره
  • زبان گیری کردن
  • زبان گیری
  • بیان نتیجه گیری با افعال کمکی وجهی در زبان انگلیسی
  • زامه گیری از بیضه
  • زبانگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبانه گیر. [ زَ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) گیرنده زبانه. خاموش کننده شعله. || در این بیت مسعودسعد کنایت از بمراد شدن روزگار، خاموش گشتن فتنه ها آمده :
جهان بکام تو و کار و بار دولت تو
زبانه گیرتر از کارزار آتش و آب.
مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

گیرنده زبان خاموش کننده شعله

کلمات مرتبط

  • زبان گیر
  • زبان گیر کردن
  • گیر کردن زبان
  • زبان گیره
  • زبان گیری کردن
  • زبان گیری
  • بیان نتیجه گیری با افعال کمکی وجهی در زبان انگلیسی
  • زامه گیری از بیضه
  • زبانگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات