کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زبان-موی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : زبان موی کردن
تلفظ بین المللی :
/zabˈɑn mˈuːj kˈardan/
تلفظ :
[zab'An m'u:j k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دختری که در زمان پرش می کرد
زبان موی شدن
ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
جانا سخن از زبان ما می گویی
زبان خر را خلج می داند
زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد
زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
زبان کسی مو دراوردن
زخم شمشیر خوب می شود زخم زبان خوب نمی شود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زبان موی کردن. [ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب )کنایت از باریکی سخن. موی شکافی در سخن :
چاکر بثنا زبان کند موی
تا موی به امتحان شکافد.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
کنایه از باریکی سخن موی شکافی در سخن
کلمات مرتبط
دختری که در زمان پرش می کرد
زبان موی شدن
ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
جانا سخن از زبان ما می گویی
زبان خر را خلج می داند
زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد
زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
زبان کسی مو دراوردن
زخم شمشیر خوب می شود زخم زبان خوب نمی شود
نظرات