Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زایر نواز

تلفظ بین المللی : /zˈɑʔer nˈavɑz/ تلفظ :‌ [z'A?eR n'avAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زیر دست نواز
  • زایرنواز
  • زایر خوان
  • زایر خضرخان اهرمی
  • زایر مشرقی
  • تحفه الزایر
  • سیر یک زایر
  • زائر زایر
  • فرغ زایر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زایرنواز. [ ی ِ ن َ ] ( نف مرکب ) زائرنواز. آنکه سائلان ، شاعران و کسانی را که بقصد زیارت او روند بنوازد و گرامی دارد :
خدایگان خردپرور مروت ورز
بلندهمت و زایرنواز و حرمت دان.
فرخی.

فرهنگ فارسی

آنکه سائلان و شاعران و کسانی را که به قصد زیارت او روند بنوازد و گرامی دارد

کلمات مرتبط

  • زیر دست نواز
  • زایرنواز
  • زایر خوان
  • زایر خضرخان اهرمی
  • زایر مشرقی
  • تحفه الزایر
  • سیر یک زایر
  • زائر زایر
  • فرغ زایر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات