معانی کلمه : زایده
لغت نامه دهخدا
زایدة. [ ی ِ دَ ] (اِخ ) زائدة. ابن موسی کندی کوفی از اصحاب امام جعفر صادق (ع ) است . (از اعیان الشیعة بنقل از رجال شیخ طوسی ).
زایدة. [ ی ِ دَ ] (اِخ ) زائده . ابن سلیم از محدثان است و ابن حبان او را در ثقات آورده و از عمران بن عمیر نقل شده که وی مجهول است . (از لسان المیزان ).
فرهنگ عمید
۱. = زائد
۲. (اسم ) (زیست شناسی ) برآمدگی طبیعی در یکی از استخوان های بدن یا اعضای دیگر: زائدۀ آرنجی، زائدۀ اعور.
۲. (اسم ) (زیست شناسی ) برآمدگی طبیعی در یکی از استخوان های بدن یا اعضای دیگر: زائدۀ آرنجی، زائدۀ اعور.
فرهنگ معین
(یِ دِ ) [ ع . ] (اِفا. ) مؤنث زاید.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
دُمگُل؛ کُت
