معانی کلمه : زاگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زاج١#NAME?
= زاج١
فرهنگ فارسی
یاختهای دولاد که از آمیزش کامههای تکلاد نر و ماده حاصل میشو متـ . تخم * از آنجا که «تخم» در برابر واژههای بیگانۀ متعدد به کار میرود فرهنگستان برای خاص کردن «zygote» واژۀ «زاگ» را برگزیده است. «زاگ» از زایگ (zāyag) پهلوی به معنی فرزند گرفته شده که مطابق با قواعد تحولآوایی بهصورت زاگ، بازسازی شده است.
دانشنامه عمومی
بعمنای برشته سرخ شده و ترد - سنگ متبلور
زاگ به معنی برشته شده و کاملا سرخ شده می باشد
واژه نامه بختیاریکا
نماد ترشی؛ بسیار ترش
فرهنگستان زبان و ادب
{zygote} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] یاخته ای دولاد که از آمیزش کامه های تک لاد نر و ماده حاصل می شو
متـ . تخم
* از آنجا که «تخم» در برابر واژه های بیگانۀ متعدد به کار می رود فرهنگستان برای خاص کردن «zygote» واژۀ «زاگ» را برگزیده است. «زاگ» از زایگ...
