معانی کلمه : زاهیه
لغت نامه دهخدا
زاهیة. [ هی ی َ ] (ع ص ) مؤنث زاهی . || شتر که گیاه حمض را چرا نکند. (اقرب الموارد). شترانی که شوره گیاه را چرا نکنند. (منتهی الارب ).
( زاهیة ) زاهیة. [ هی ی َ ] ( ع ص ) مؤنث زاهی. || شتر که گیاه حمض را چرا نکند. ( اقرب الموارد ). شترانی که شوره گیاه را چرا نکنند. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مونث زاهی شتر که گیاه حمض را چرا نکند
