معانی کلمه : زالزالک
لغت نامه دهخدا
زالزالک. [ ل َ ] ( اِ ) از انواع مهم گیاهان گل سرخی است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 228 ).
فرهنگ عمید
۱. درخت کوچکی از تیرۀ گل سرخی با گل های سفید و شاخه های خاردار.
۲. میوۀ این درخت که شبیه ازگیل اما کوچک تر و زردرنگ و دارای هستۀ سخت است و در اوایل پاییز می رسد.
۲. میوۀ این درخت که شبیه ازگیل اما کوچک تر و زردرنگ و دارای هستۀ سخت است و در اوایل پاییز می رسد.
فرهنگ معین
(لْ لَ ) (اِ. ) = گیاکل . کویچ . عوسج : درخت کوچکی است از تیرة گل سرخیان ، دارای شاخه های خاردار و گل های سفید و میوه های زرد و نارنجی شبیه ازگیل اما کوچک تر.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ولیک
wikijoo: زالزالک
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> زالزالک
حرف مفت و بی معنی.
حرف مفت و بی معنی.
گویش اصفهانی
تکیه ای: giviǰ
طاری: kiviǰ
طامه ای: zâlzâlak
طرقی: kiviǰ
کشه ای: kiviǰ
نطنزی: kiviǰ
مترادف و متضاد
aglet (اسم)
نوک فلزی بند کفش، جوجهء عقاب یا شاهین، پولک، کویچ، زالزالک
hawthorn (اسم)
زالزالک، کیالک، ولیک، درخت کویچ، خفچه
واژه نامه بختیاریکا
سیسته ( سیستن )
