Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زالزالک

تلفظ بین المللی : /zˈɑlzˈɑlak/ تلفظ :‌ [z'Alz'Alak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • زالزالک وحشی
  • زالزالک ایرانی
  • زالزالک خارتیز
  • زالزالک زرد
  • زالزالک سبز
  • زالزالک سیاه
  • زالزالک شرقی
  • زالزالک مکزیکی
  • زالزالک کرکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زالزالک. [ ل َ ] ( اِ ) از انواع مهم گیاهان گل سرخی است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 228 ).

فرهنگ عمید

۱. درخت کوچکی از تیرۀ گل سرخی با گل های سفید و شاخه های خاردار.
۲. میوۀ این درخت که شبیه ازگیل اما کوچک تر و زردرنگ و دارای هستۀ سخت است و در اوایل پاییز می رسد.

فرهنگ معین

(لْ لَ ) (اِ. ) = گیاکل . کویچ . عوسج : درخت کوچکی است از تیرة گل سرخیان ، دارای شاخه های خاردار و گل های سفید و میوه های زرد و نارنجی شبیه ازگیل اما کوچک تر.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ولیک
wikijoo: زالزالک

فرهنگ فارسی

( اسم ) گیاهی است از تیره گل سرخیان جزو دسته گل سرخهای اصلی ( در بعض کتاب آنرا جزو دسته سیبیها آوردهاند ) که بیشتر به صورت درختچه است و دارای شاخه های خاردار و گلهای سفید معطر و میوه های زرد یا نارنجی است . میوه آن خوراکی است و در اغلب نواحی معتدل میروید کیالک کویچ عوسج . یا زالزالک گل گونهای از زالزالک که دارای میوه های قرمز رنگ است سرخ ولیک . یا زالزالک وحشی به گونه های مختلف جنگلی و خودروی زالز...

دانشنامه عمومی

زالزالک (سرده). زالزالک، خَفجه،کیالک، یا کویج (نام علمی: Crataegus aronia نام انگلیسی:Crataegus hawthorn) یکی از گیاهان است. این گیاه دارای سه نوع زرد، سیاه و قرمز (شغالی) می باشد.زالزالک ایرانی یا زالزالک قرمززالزالک زردزالزالک خارتیززالزالک کرکیزالزالک در ایران دراستانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان، اردبیل، لرستان، گیلان، مازندران، مرکزی، همدان، اصفهان، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد،...

اصطلاحات

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> زالزالک
حرف مفت و بی معنی.

گویش اصفهانی

تکیه ای: giviǰ
طاری: kiviǰ
طامه ای: zâlzâlak
طرقی: kiviǰ
کشه ای: kiviǰ
نطنزی: kiviǰ

مترادف و متضاد

aglet (اسم)
نوک فلزی بند کفش، جوجهء عقاب یا شاهین، پولک، کویچ، زالزالک

hawthorn (اسم)
زالزالک، کیالک، ولیک، درخت کویچ، خفچه

واژه نامه بختیاریکا

سیسته ( سیستن )

کلمات مرتبط

  • زالزالک وحشی
  • زالزالک ایرانی
  • زالزالک خارتیز
  • زالزالک زرد
  • زالزالک سبز
  • زالزالک سیاه
  • زالزالک شرقی
  • زالزالک مکزیکی
  • زالزالک کرکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات