Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زالج

تلفظ بین المللی : /zˈɑledʒ/ تلفظ :‌ [z'AledZ]
لغت نامه دهخدا
  • رستم زال
  • زابج
  • زاج
  • زاج ابیض
  • زاج احمر
  • زاج اخضر
  • زاج اساکفه
  • زاج اسود
  • زاج اصفر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

زالج. [ ل ِ ] ( ع ص ) تیری که بزمین میلغزد آنگاه میرود.یزلج علی وجه الارض ثم یمشی و فی المثل لا خیر فی سهم زلج. ( اقرب الموارد ). تیر لغزنده از کمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || رستگار از شدائد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || سخت نوشنده آب و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • رستم زال
  • زابج
  • زاج
  • زاج ابیض
  • زاج احمر
  • زاج اخضر
  • زاج اساکفه
  • زاج اسود
  • زاج اصفر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات