Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زال سرسپید سیه

تلفظ بین المللی : /zˈɑl sarˈaspid sˈijah/ تلفظ :‌ [z'Al saR'aspid s'ijah]
لغت نامه دهخدا
  • زال سرسپید سیه دل
  • زال
  • زال ابرو
  • زال بدافعال
  • زال رعنا
  • زال زر
  • زال سپیدابرو
  • زال عقیم
  • زال مداین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

زال سرسپید سیه دل. [ ل ِ س َ س ِ دِ ی َهَْ دِ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و مردم بی مهر و شفقت باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) :
این سرسپید زال سیه دل طلاق ده
اینک ببین معاینه فرزند شوهرش.
خاقانی.
و رجوع به مجموعه مترادفات شود.

کلمات مرتبط

  • زال سرسپید سیه دل
  • زال
  • زال ابرو
  • زال بدافعال
  • زال رعنا
  • زال زر
  • زال سپیدابرو
  • زال عقیم
  • زال مداین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات