Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زاری

تلفظ بین المللی : /zˈɑri/ تلفظ :‌ [z'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • زاری زار
  • زاری محله
  • زاری کنان
  • زاری کردن
  • زاری حال
  • زاری مله
  • با صدای بلند ناله و زاری کردن
  • ضجه و زاری کردن
  • شیون و زاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زاری . (اِخ ) شاعرعثمانی معاصر سلطان بایزیدخان است . وی اهل اسکوب بوده و بترکی غزل میگفته است . (از قاموس الاعلام ترکی ).

زاری . (اِخ ) لقب ابراهیم بازرگان است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ). وی از اعیان و متمولین بود و سلفی او را منسوب به زاره ٔ طرابلس دانسته است . (از معجم البلدان ). و رجوع به زاره شود.

زاری . (ا...

فرهنگ عمید

گریه و ناله، تضرع: شو تا قیامت آید زاری کن / کی رفته را به زاری بازآری (رودکی: ۵۱۱ ).

فرهنگ معین

(حامص .) خواری ، زبونی .

(اِمص .) 1 - گریه سوزناک . 2 - بانگ و فغان .

(حامص . ) خواری ، زبونی .
(اِمص . ) ۱ - گریه سوزناک . ۲ - بانگ و فغان .

فرهنگ فارسی

گریه وناله، تضرع، ناله وفغان
( اسم ) ۱ - گریه به سوز ناله زاره. ۲ - بانگ و فریاد برای استعانت .
دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد

دانشنامه عمومی

زاری (اسفراین). زاری (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.این روستا در دهستان دامنکوه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۵ نفر (۶۱خانوار) بوده است.wiki: زاری (اسفراین)...

گویش مازنی

از قطعات موسیقی مازندرانی است که به وسیله لـله وا در هنگام ...

/zaari/ از قطعات موسیقی مازندرانی است که به وسیله لـله وا در هنگام غم و اندوه و تنهایی نواخته می شود

مترادف و متضاد

بیچارگی، خواری

افغان، الحاح، بی‌تابی، تضرع، ضجه، ضرع، فغان، گریه، لابه، ناله، ندبه

۱. افغان، الحاح، بیتابی، تضرع، ضجه، ضرع، فغان، گریه، لابه، ناله، ندبه
۲. بیچارگی، خواری

cry (اسم)خروش، گریه، فریاد، بانگ، ناله، غریو، زاری، ضجه، عجزwhimper (اسم)ناله، زاری، شیونmoan (اسم)شکایت، ناله، زاریlamentation (اسم)عزا، زاری، سوگواری، مرثیه خوانی، عزاداریplaint (اسم)شکوه، زاری، ضجه، تظل...

واژه نامه بختیاریکا

جیقشت؛ زال بَریُو؛ چِر لیک ( چر و چیک ) ؛ کیک چر

کلمات مرتبط

  • زاری زار
  • زاری محله
  • زاری کنان
  • زاری کردن
  • زاری حال
  • زاری مله
  • با صدای بلند ناله و زاری کردن
  • ضجه و زاری کردن
  • شیون و زاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات